مؤلف مجهول

1

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

[ متن تفسير ] وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ و لقد عرفتم خبر « 1 » قوم « 2 » الّذين اعتدوا فى السّبت فجاوزوا عن حدود اللّه تعالى باخذ الحيتان يوم السّبت و هم قوم كانوا فى زمن داود عليه السّلام على شطّ « 3 » بحيرة الطّبريّة فنهوا عن اخذ الحيتان يوم السّبت فاخذوها و استحلّوا باخذها فمسخهم اللّه تعالى فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ ( 61 ) صاغرين ذليلين . و قصه‌ى آن چنان بود كه قومى بودند اندر شارستان ايله ، اندر ايّام داود عليه السّلام . و اين ايله جاييست بر كناره‌ى درياى طبريه ، و اندران دريا ماهيى بوده است كه آن را زاهده خواندندى و روز شنبد 1 از هرجايى از درياها ماهيان به زيارت وى آمدندى چنان كه روى آب از ماهى پوشيده گشتى . ايزد تعالى به داود عليه السّلام وحى كرد كه قوم خود را بگوى تا روز شنبد ماهى نگيرند ، و گرفتن آن حلال ندارند . و ايشان يك چندى برين جمله فرمان نگاه مىداشتند . پس مردى چند ازين ناپاكان بىباكان ، شيطان مريشان را بران داشت كه روز آدينه حوضها ساختند وز دريا آب را بدين حوضها راه دادند . چون روز شنبد بودى ماهى بسيار بيامدى بر اثر آب ، اندرين حوضها گرد آمدندى ، و ايشان بشدندى و بند آب را ببستندى تا ماهى اندران حوضها بماندى و باز

--> ( 1 ) . ظ : خبر . ( 2 ) . بايد القوم باشد . ( 3 ) . بايد شاطىء باشد .